سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

452

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله همچنان از ظلم و اذيت مانع داشت تا آنكه عمويش ابو طالب از دنيا رفت و به پسرش على دستور داد تا آن حضرت را تقويت و يارى كند . على عليه السّلام هم او را تقويت و يارى نمود و جان خود را در هر مسألهء شديدى و در هر تنگنا و ترسى فداى او كرد . اين مطلب را خداوند از بين قريش به على اختصاص داد و او را از بين همهء عرب و عجم مورد اكرام قرار داد . نصب امير المؤمنين عليه السّلام به خلافت در اوّل بعثت ( 1 ) پيامبر صلى اللَّه عليه و آله همهء فرزندان عبد المطلب را كه از جملهء آنان ابو طالب و ابو لهب بودند جمع كرد ، و آنان در آن روز چهل نفر بودند . حضرت آنان را دعوت كرد ، و خادمش در آن روز على عليه السّلام بود و آن حضرت تحت تكفّل عمويش ابو طالب بود . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : كداميك از شما خود را برادر و وزير و وارث و خليفهء من در امّتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من معرّفى مىكند ؟ افراد حاضر ساكت ماندند تا آنكه حضرت سه مرتبه سخن خود را تكرار كردند . على عليه السّلام عرض كرد : « من يا رسول اللَّه ، خدا بر تو درود فرستد » . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سر على عليه السّلام را بر زانوى خود گذاشت و آب دهان مبارك را در دهانش ريخت و فرمود : « خدايا ، باطن على را از علم و فهم و حكمت پر كن » . سپس به ابو طالب فرمود : « اى ابو طالب « 6 » ، اكنون سخن پسرت را گوش كن و از او اطاعت نما ، چرا كه خدا او را نسبت به پيامبرش به منزلهء هارون نسبت به موسى قرار داده است » . مناقب امير المؤمنين عليه السّلام از لسان قيس ( 2 ) ديگر اينكه بين مردم برادرى قرار داد ، و بين على و خودش برادرى قرار داد . قيس بن سعد ( در مقابل معاويه ) چيزى از مناقب على عليه السّلام را ترك نكرد مگر آنكه آنها را يادآور شد و با آنها احتجاج كرد و گفت : از آنها جعفر بن ابى طالب است كه در بهشت با دو

--> ( 6 ) « ج » : سپس ابو لهب گفت : اى ابو طالب . . . .